نه از جنس اين دنيا (دكتر علي شريعتي)


منزل
تماس
 

چهارشنبه ۱٩ تیر ،۱۳۸٧

 

نیایش و شکفتگی

 

نیایش نه همچون تخدیری آرام بخش است بلکه آرامشی که می بخشد زاییده اشباع تشنگی و نیاز و اضطراب  روح آدمی و پاسخ گفتن به کمبودهایی است که در عمق فطرت آدمی است. اینست که می شود نیروزا. نشاط انگیز و عامل شکفتگی احساس ها, عواطف و استعدادهای مرموز در درون روح آدمی, بیخود نیست که آلکسیس کارل این جمله ارزشمند را می گوید: "هیچ دری را نیایش نمی زند مگر اینکه برویش گشوده می شود و نیایش بلند ترین قله تعبیر را در شب ظلمانی عقل در پرواز عشق می آید، آنگاه که کمیت عقل می لنگد".

مجموعه آثار8، ص131

 
 

ر : ٦:۳۱ ‎ب.ظ

 

یکشنبه ۱٦ تیر ،۱۳۸٧

 

مبعث، طلوعی دیگر

 

در ظلمت عام شب ظلم، سحر دست اندرکار طلوع آفتابی دیگر بود و جهان در سکوتی پیش از طوفان، و تاریخ در اندیشه طغیانی بزرگ علیه خداوندان زمینی و سایه هایشان و آیه هایشان: خدایان، آسمان، شرک.

در عمق وجدان هایی که سایه "مشیت" بر آن می افتد و در نهان فطرت هایی که گویی با ناموس وجود خویشاوندند دگرگونی های وصف ناپذیر و شگرف پدید می آید. روح های تنهایی که همچون شامه مرموز پرندگان وحشی طوفان را از پیش حس می کنند و مهاجرت می کنند و یا چون اسبان هوشیاری که با غریزه قبل از وقوع زلزله برمی آشوبند و افسار می گسلند و سر به صحرا می گذارند. حس می کردند که خبری است "خبری بزرگ": مبعث

مجموعه آثار3, ص 205

 
 

ر : ۱٢:۳۱ ‎ب.ظ

 

شنبه ۱٥ تیر ،۱۳۸٧

 

اندیشه در حصار قومیت و مذهب

 

یک اندیشه و یک فکر اگر در چهارچوب یک زبان و یک قومیت خاص بماند در همان زندان پژمرده می شود و می میرد و به سادگی نفی می شود. هر فکری برای تداوم حیات باید دروازه های خارج از قومیت و زبان خاص را بر روی خود بگشاید و این لازمه یک فکر است. ادوارد براون می گوید علامت زنده بودن یک اندیشه و یک ملت و یک فرهنگ دو چیز است: یکی آمادگی و استعداد پیروان آن فکر و آحاد آن ملت برای فداکاری و جانبازی. دوم به میزانی که این فکر در این ملت رشد کند می تواند افکار دیگران و بیگانگان را در خارج تحت تاثیر خود قرار بدهد پس این فکر حیات و حرکت دارد و برای این امر باید مرزها و حصارها را بشکند. این است که یکی از بدبختی هایی که برای اندیشه های وسیع وجود دارد اسارت در زبان و حصار قومیتی محدود است که نمی گذارد به اذهان دیگر برسد.

مجموعه آثار 18, ص 80

 
 

ر : ۱٢:۳۳ ‎ب.ظ

 

شنبه ۸ تیر ،۱۳۸٧

 

یک عالم بی طرف

 

یک متجدد، یک عالم بی طرف بی تعهد، یک نیمه روشنفکری که عقلش به چشمش است، یک خانم و آقای امروزی حق دارند پیشرفت را بطور مطلق ستایش کنند و نفهمند که در چه زمینه ای و به چه قیمتی و در چه جهتی و به سود چه طبقه ای؟ حق دارند به اصالت علم تکیه کنند و آنرا از جامعه و انسان مجرد ببینند و علم را فقط فرمولهای علمی بپندارند و همچنان که خود کار علمی می کنند و نمی دانند کار گزاران چه نظامی و پیشکاران چه قدرتی هستند، نفهمند که بینش علمی، روح علمی، جهت علمی، تعهد علمی و مسولیت علمی و بالاخره استخدام علمی چیست؟ و چگونه هریک از اینها، بسته به نظام اجتماعی، بنیاد اقتصادی، جهت سیاسی، ایدئولوژی و روح حاکم، پایگاه طبقاتی و نوع و کیفیت ساخت جامعه می تواند متفاوت و حتی متضاد باشد.

مجموعه آثار 24، ص 193

 
 

ر : ۱٢:۳٥ ‎ق.ظ

 

شنبه ۸ تیر ،۱۳۸٧

 

عدالت

 

انسان، این فرزند طبیعت که قادر است جهان را بشناسد و خود موجودی ناشناخته مانده است. این تنها موجودی است که تشنه بیقرار و پرستنده عاشق عدالت، که طبیعت کور مادی را نیز بر عدل استوار می انگارد و خدای مطلق متعال را هم به عدل ملزم می شمارد و در طول تاریخ سرگذشتی مظلوم دارد و خود خالق مظالمی است که قساوتهای سهمگین طبیعت چون زلزله و سیل و طوفان و طاعون و قحطی و آتشفشان در قبال آن هیچ است.

مجموعه آثار 24 ص 135

 
 

ر : ۱٢:٢٥ ‎ق.ظ

 

شنبه ٤ فروردین ،۱۳۸٦

 

ارزش عالم

 

هركس نه تنها به ميزان معلوماتي كه دارد عالم است. بلكه ميزان سنجش علم او مجهولاتي است كه در عالم احساس مي كند. براي يك انسان معمولي و ساده وقتي به زمين و آسمان نگاه مي كند مجهولات چندي بيشتر وجود ندارد چرا آسمان آبي است؟ چرا ستاره ها آن بالا ايستاده اند؟ چرا ابرها اينجورند؟ اما كسي كه آسمان شناس است، عالم هيئت است، هزاران مجهول در آسمان برايش وجود دارد. چنين است كه يك روح بزرگ كه مسير كائنات و كاروان تكاملي و استعداد و امكان كمال و عروج روح بشري را تا سر منزل هاي خيلي دورتر مي بيند و قله مطلق را در كوهستان سر بخدا كشيده وجود مي نگرد و احساس مي كند، دچار "حيرت" مي شود و احساس "هراس" (خشيت) مي كند، اين غير از پريشاني و ترس و جبن است. حيرت و هراس در برابر عظمت وجود و شكوه ابديت و زيبايي خدا.

مجموعه آثار 8، ص 50

 
 

ر : ۱٠:۳٢ ‎ب.ظ

 

پنجشنبه ٢٤ اسفند ،۱۳۸٥

 

مسئوليت پذيرفتن حق

 

و هركسي اگر مسئوليت پذيرفتن حق را انتخاب كرده است، و هركسي كه مي داند مسئوليت شيعه بودن يعني چه، مسئوليت آزاده انسان بودن يعني چه، بايد بداند كه در نبرد هميشه تاريخ و هميشه زمان و همه جاي زمين – كه همه صحنه ها كربلاست، و همه ماهها محرم و همه روزها عاشورا – بايد انتخاب كند: يا خون را، يا پيام را، يا حسين بودن يا زينب بودن را، يا آنچنان مردن را، يا اينچنين ماندن را. اگر نمي خواهد از صحنه غائب باشد.

 

مجموعه آثار 19 ص 207-208

 
 

ر : ۸:۳٢ ‎ب.ظ

 

شنبه ٢ اردیبهشت ،۱۳۸٥

 

ابتذال

 

اگر كشش ماورايي و نيازهاي ايده آلي انسان را حذف كنيم چنانكه امروز در جوامعي حذف كرده اند خودبخود جبرا به ابتذال و انحطاط دچار شده ايم و هرگاه يك كشش متعالي وار و تصاعدي را و جهت يك شيء را بسوي تعالي و آسمان از بين ببريم خود بخود سقوط به طرف زمين جبري مي شود و اين سرنوشت حتمي هر چيز است.

اي بسا كه علم از آن هنگام كه جستجوي حقيقت را فداي واقعيت و زيبايي را فداي سود و خوبي را فداي قدرت و ترقي را فداي آسايش و سعادت معنوي را فداي خوشبختي و كمال را فداي برخورداري و رفتن را فداي بودن كرد، علم نوكر پول شد و زاينده قدرت و عالم يك عمله مجهز و مقتدر. انساني كه با دقت ارزشش را با پول و مزد مي توانند تعيين كنند زيرا كاري كه مي كند از جنس پول است. و هنر نيز اسير تفنن و تفريح، اين هردو ابتذال است.

 

مجموعه آثار 35، ص 349

 

 
 

ر : ٥:٢٠ ‎ب.ظ

 

دوشنبه ٢۸ فروردین ،۱۳۸٥

 

آخرت كه ايده آل همه مذاهب است در اسلام انعكاس زندگي اين جهاني است

 

مبارزه روشنفكران عليه مذهب در جامعه هاي اسلامي بزرگترين خدمت را به عمال جنايت و ارتجاع و دشمنان فريبكار مردم كرده است، زيرا با مخالفت اينان توده مردم مذهبي از دين دست بر نمي دارند ولي كساني كه خود را پاسدار دين و وضعيت خود را منطبق با دين معرفي كرده اند زير پايشان محكم تر مي شود و در حمله به نهضت روشنفكري و ارزش هاي عدالت خواهي و آزادي قوي دست تر ميشوند. روشنفكران اين جامعه ها بايد بدانند كه اولا اين جامعه ها مذهبي هستند و ثانيا اسلام بواقع يك حماسه اجتماعي و متحرك است. فرهنگ اسلامي يك فرهنگ رهباني دروني و فردي و گسسته نيست، بلكه فرهنگ جهاد است. فرهنگ دنيا گراست. آخرت كه ايده آل همه مذاهب است در اسلام انعكاس زندگي اين جهاني است.

 

مجموعه آثار 5، ص 97

 

 
 

ر : ٦:٠٥ ‎ق.ظ

 

یکشنبه ٢٧ فروردین ،۱۳۸٥

 

شرك، ابزاري عليه مردم

 

شرك نه بي ديني است كه دين است و مذهبي كه هميشه بعناوين و القاب گوناگون و بطور رسمي بر جامعه هاي بشري حاكم بوده است. چند خدايي، دو خدايي و الي بي نهايت و اين خدايان ممكن است بتي چند، رب النوع ها، ارواح يا نيروهاي ماوراءالطبيعه باشند.

شرك عبارت است از يك جهان بيني مبتني بر چند خدا و چند قدرت مختلف براي اينكه جامعه اي مبتني بر چند طبقه موجه، طبيعي، ازلي، لايتغير، ابدي و مقدس جلوه داده شود. هر خدايي نماينده نژادي بود چنانكه "زئوس"، "يهوه"، "بعل"، "ويشنو"، پس شرك خدايي مذهبي است براي توجيه شرك نژادي. بنابراين شرك اجتماعي انعكاسي است از شرك الهي. شرك مذهب چند خدايي است براي توجيه نظام چند نژادي، چند طايفه اي، چند طبقه اي براي مقدس و ديني كردن اين همه. شرك در طول تاريخ ابزار دست طبقه حاكم بوده است كه از تضاد طبقاتي، نژادي، طايفه اي هميشه عليه مردم استفاده كند.

 

مجموعه آثار 14، ص 318و 320

 

 
 

ر : ٧:۱۸ ‎ق.ظ

 

 
ر



نویسندگان
ر


آرشیو وبلاگ
تیر ۸٧
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
بهمن ۸٤

لینک دوستان
  وبلاگ فارسی
قالب وبلاگ
اخبار جهان
اخبار فاوا
تالارهاي گفتگو
خرید اینترنتی

خروجی وبلاگ
feed

پشتيباني
وبلاگ فارسی

 
[ منزل | قديما | تماس ]